تبليغاتX

غروب آبادان
غروب آبادان

 
دکتر رضا وثوق یکی از سرشناس ترین پزشکان زیبایی در آلمان می‌باشد. او که 48 سال سن دارد زنی 33 ساله را ملاقات می‌کند و به او علاقه‌مند می‌شود و تصمیم به ازدواج می‌گیرند.

این دو بایکدیگر ازدواج می‌کنند اما یک مشکل وجود داشت. این آقای دکتر از ظاهر همسرش راضی نبوده برای همین تصمیم می‌گیرد زن رویایی‌اش را، خودش بسازد!





او 8 عمل زیبای برروی صورت و بدن همسرش انجام می‌دهد تا اینکه همسرش به شکل دلخواهش در می‌آید. ظرف 5سال 1600 گرم سیلیکون در بدن همسرش قرار می‌دهد. همچنین لب‌ها و خطوط چشم همسرش را تغییر داد.



این کارهای آقای دکتر چندان کم هزینه هم نبوده و 32.500 دلار خرج
روی دستش گذاشته است.





البته این مبلغ برای او مقدار زیادی نیست چرا که او سالانه 1200 مراجعه کننده در کلینیک پزشکی‌اش دارد. در نهایت رضا وثوق احساس می‌کند که با دختر رویاهایش ازدواج کرده است!
+ نگاشته در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388 گاه  10:57  توسط جلال  | 

 

+ نگاشته در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388 گاه  10:49  توسط جلال  | 

آخرالزمان عبارتی ست عربی به معنای "زمانهای بعد"(به فتح خ) و "پایان زمان"(به کسر خ)[نیازمند منبع]. برخی آخر الزمان را با قیامت یکی دانسته اند. اما آخرالزّمان در اصطلاح یعنی سالیان پایانی یک دوره از حیات بشری و سپس ظهور یک منجی موعود که انتظار او کشیده می‌شود تا تحولی همه جانبه در زندگی یک قوم یا تمام پشریت ایجاد کند و بشریت را وارد دوره جدیدی کند. [۱] [۲] [۳] [۴]. آخر الزمان به این معنی در داستان های تخیلی و بازی های رایانه ای [۵] نیز استفاده شده‌است.

اعتقاد به منجی و آخرالزمان در فرهنگ هر یک ادیان بزرگ دنیا دیده می‌شود. این اعتقاد در دین‌های ابراهیمی‌ از اهمیت و برجستگی بیشتری برخوردار است. موضوع آخر الزمان بخشی از موضوعات اعتقادی این ادیان در مورد پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر است. هر یک از ادیان بزرگ درباره آن پیشگوئی هایی نیز کرده‌اند.[۶]

در دین یهود

تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان وپیوستن آن به قیامت کبری در دین یهود از سده‌های دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، پیش از این زمان بنی اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند می‌دانستند، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. [۷] در دوره‌های بعد از حکومت داوود و سلیمان که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی می‌رفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.

 

در دین مسیح

نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمده‌است یکسان نیست. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورت‌های زیر بیان شده‌است:

  1. الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند.
  2. بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق می‌گردد.
  3. رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد.
  4. حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی می‌دهد که از آن جمله جنگ‌ها و بلاهالی سخت و زلزله‌است.

 

در آیین زرتشت

در گاهان (گاتها) که سروده‌های خود زرتشت است و در آنها می‌توان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده‌است، اما چنین می‌نماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر می‌خوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار می‌آید.

 

در دین اسلام

آخرالزمان در دیدگاه مسلمانان دوره نبوت پیامبر اسلام تا ظهور امام زمان است و شیعیان بخصوص دوران غیبت کبری را آخرالزمان می‌خوانند. [۸] [۹] [۱۰] اعتقادات مربوط به منجی آخرالزمان از مواردی ست که کمترین اختلافات بین مذاهب مختلف اسلامی در مورد آن وجود دارد. [۱۱]

 

در مذهب شیعه


اگرچه اعتقاد به منجی در دیدگاه شیعه از اهمیّت بالایی برخوردار است.[۱۲][۱۳] اما جزو کم اختلاف ترین مسائل با مذاهب دیگر است [۱۴] همچنین شیعیان معتقدند که یازدهمین نواده پیامبر ظهور می‌کند و همراه با عیسی مسیح، دجال را نابود می‌کند.

 

منابع

  1. مطابق انجیل عیسی مسیح قبل از ظهورش، توسط یهود منجی موعود شناخته می‌شد.[نیازمند منبع]
  2. مطابق حدیثی از امام رضا که در مجلس مامون عباسی در مناظرهٔ بین ایشان و علمای مسیح مطرح شده، پیامبر اسلام توسط مسیحیان قبل از ظهورش ستوده نامیده شده و پیامبر آخرالرمان خوانده شده که بعد از او پیامبری نخواهد آمد.[نیازمند منبع]
  3. در دین اسلام در حدیث از پیامبر اسلام دوران قبل از پایان غیبت آخر الزمان نامیده شده:مانند حدیث روبرو از كتاب مهدي موعود ، علامه مجلسي، ترجمه علي دواني،ص 1045:

    در كتاب جامع الاخبار از جابر بن عبدالله انصاري روايت شده است كه گفت : ...

    حدیث بزرگ تر از آن است که بتوان اینجا آورد. برای خواندنش اینجا کلیک کنید.
  4. در مذهب شیعه از دین اسلام امامان شیعه نیز در احادیثی این را مطرح کرده اند. مثلاً

    امام صادق(ع) طي روايتي به جزئيات علائم و مفاسدي كه در آستانه انقلاب مهدي فراگير جامعه بشري مي گردد اشاره نموده اند كه گويي اين پيشگويي ها مربوط به همين قرن حاضر است: ...

    حدیث بزرگ تر از آن است که بتوان اینجا آورد. برای خواندنش اینجا کلیک کنید.
  5. در بازی رایانه‌ای سرزمین_مادریداستان با این جمله شروع می‌شود: this is the story of the end time. یعنی این داستان آخرالزمان است. در انتهای بازی آخرین جنگ خونین کهکشان تمام می‌شود و مجاری ارتباط پر سرعت به کل کهکشان کشف می‌شود
  6. مقاله‌ای کامل در مورد آخرالزمان در ادیان دیگر
  7. در قرآن در بسیاری از سوره‌ها در مورد این مقطع از تاریخ بنی اسرائیل سخن گفته شده. مثلاً بقره آیهٔ 49 و 50
  8. علامه حلی. نگاهی بر زندگی دوازده امام. ترجمهٔ محمد محمدی اشتهاردی
  9. ماهنامه موعود شماره ۲۹ الی ۴۱ راجع به حوادث دوران آخر الزمان
  10. دائره المعارف بزرگ اسلامی
  11. در ابتدای کتاب عصر ظهور نوشتهٔ علی الکورانی یک بخش مجزا در این مورد آمده
  12. آخرالزمان در مذهب شیعه
  13. علامه مجلسی یک جلد کامل از کتاب بحار الانوارش را به موضوع امامت اختصاص داده
  14. کتاب نجم الثاقب نوشتهٔ حاج میرزا حسن طبرسی نوری مرجع کاملی در مورد اختلاف آراء در میان فرق مختلف اسلامی در موضوع اعتقادات مربوط به ظهور و آخر الزّمان است. این کتاب همچنین به طور جدا در پایان هر مبحث در رد آراء دیگر و اثبات آراء شیعه شخن گفته. کم بودن موارد اختلافی بین فرق اسلامی موضوع مهمی ست که این کتاب به خوبی نشان داده.

 

+ نگاشته در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388 گاه  10:44  توسط جلال  | 

حاضر جوابی برنارد شاو در مقابل یک نويسنده جوان

روزي روزگاري نويسنده جواني از جرج برنارد شاو پرسيد:

«شما براي چي مي نويسيد استاد؟»

برنارد شاو جواب داد:

«براي يک لقمه نان.»

پسره بهش برخورد. پس توپيد که:

«متاسفم. برخلاف شما ما براي فرهنگ مي نويسيم.»

و برنارد شاو گفت:

«عيبي ندارد پسرم. هر کدام از ما براي چيزي مي نويسيم که نداريم.»

 

 

 

درددل يك بزاز اصفهاني

خانووم…  بعد از اين كه هفت هشت دفعه، هي اومدس و رفته س وديده س و نخريدس ،  بالاخره، باري آخركه اومدس، يه دفعه ديگه هم پارچه را ديدس، اين دفعه ، كم و بيش پسنديده س وخبري مرگش خريدس.
برده س ،  برا اينكه بعدآ آب نرد و كو چیك نشد ، پارچه را شسته س ، بعدش بريد ه س ، داده س خياط براش دوخته س ، پوشيده اس ، باهاش رفته اس عروسي،  توعروسي كلي پزداده س، قر داده س ، رقصيده س ، لاسيده س……..
بعدش رفته س خونه ، كلي توش نيشسته س ،  با هاش بغل شوورش خوابيده س وغلطيده س وكپيده س .
خيري سرش كلي توش گوزيده س .  يه چند روز بعد دلشو زد ه س، رفته س پيرنو
شيكافته س، دوباره شسته س، حالا پس اورده اس !

ميگد از رنگش خوشم نيومدس !!
اين پارچه دون ، حج آقا !
لطفآ پولمو پس بديند…..!
راستي  راستي  كه خيلي  ناكس ونانجيب و پدر سوخته س !!!

 

 

طوطی مدیرارشد

مردي به يك مغازه فروش حيوانات رفت و درخواست يك طوطي كرد.
صاحب فروشگاه به سه طوطي خوش چهره اشاره كرد و گفت: «طوطي سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»

مشتري: «چرا اين طوطي اينقدر گران است؟»
صاحب فروشگاه: «اين طوطي توانايي انجام تحقيقات علمي و فني دارد.»
مشتري: «قيمت طوطي وسطي چقدر است؟‌
صاحب فروشگاه: طوطي وسطي ۱۰۰۰ دلار است. براي اينكه اين طوطي هر كاري را كه ساير طوطي ها انجام مي دهند، انجام داده و علاوه بر اين توانايي نوشتن مقاله اي كه در هر مسابقه اي پيروز شود را نيز دارد.»
و سرانجام مشتري از طوطي سوم پرسيده و صاحب فروشگاه گفت: «‌ ۴۰۰۰ دلار.»
مشتري: «اين طوطي چه كاري مي تواند انجام دهد؟»
صاحب فروشگاه جواب داد:‌ «صادقانه بگويم من چيز خاصي از اين طوطي نديدم ولي دو طوطي ديگر او را مدير ارشد صدا مي زنند.»

 

 

گفتمان شتر و مادرش

آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت:

بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟

شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟

بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم.

بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟

شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است.

بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد.

شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند.

بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است… .

بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم… ..

شتر مادر: بپرس عزیزم.

بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟

نتیجه گیری: مهارت ها، علوم، توانایی ها و تجارب فقط زمانی مثمرالثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید… پس همیشه از خود بپرسید الان شما در کجا قرار دارید؟

 

نامه مادر غضنفر به غضنفر

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادث خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي ۱۰ کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم ۱۰ کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم.. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش ۴ روز طول کشيد ،‌دوميش ۳ روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز ۸۰۰،‌ ۹۰۰ نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است.. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه … خبر جديدي نيست.

قربانت .. مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم

 

 

طنز کتاب مکر زنان حيل النساء

آورده اند مردي بود که پيوسته تحقيق ِ مکرهاي زنان مي کرد و از غايت غيرت ،هيچ زني رامحل اعتماد خود نساخت وکتاب” حيل النساء ” (مکرهاي زنان) را پيوسته مطالعه مي کرد. روزي در هنگام سفربه قبيله اي رسيد وبه خانه اي مهمان شد.
مرد ِخانه حضور نداشت ولکن زني داشت در غايت ظرافت ونهايت لطافت . زن چون مهمان را پذيرا شد با او ملاطفت آغاز نمود. مرد مهمان چون پاپوش خود بگشود وعصا بنهاد،به مطالعه کتاب مشغول شد. زن ميزبان گفت: خواجه ! اين چه کتاب است که مطالعه ميکني؟ گفت:حکايات مکرهاي زنان است. زن بخنديد وگفت : آب دريا به غربيل نتوان پيمود وحساب ريگ بيابان به تخته خاک ، برون نتوان آورد و مکرهاي زنان در حد حصر نيايد . پس تير ِغمزه در کمان ِابرو نهاد و بر هدف ِ دل او راست کرد واز درمغازلت و معاشقت در آمد چنان که دلبسته ي ِ او شد. در اثناي آن حال، شوهر او در رسيد..
زن گفت : شويم آمد وهمين آن که هر دو کشته خواهيم شد . مهمان گفت:تدبير چيست؟ گفت :برخيز ودر آن صندوق رو . مرد در صندوق رفت. زن سرِ صندوق قفل کرد . چون شوهر در آمد پيش دويد و ملاطفت ومجاملت آغاز نهاد و به سخنان دلفريب شوهر را ساکن کرد. چون زماني گذشت گفت: تو را از واقعه امروز ِ خود خبر هست؟ گفت نه بگوي. گفت: مرا امروز مهماني آمد جوانمردي لطيف ظرايف و خوش سخن و کتابي داشت در مکر زنان و آن را مطالعه ميکردمن چون آن را بديدم خواستم که او را بازي دهم به غمزه بدو اشارت کردم ، مرد غافل بود که چينه ديد و دام نديد. به حسن واشارت من مغرور شد و در دام افتاد .و بساط عشقبازي بسط کرد وکار معاشقت به معانقه (دست در گردن هم)رسيد. ساعتي در هم آميختيم! هنوز به مقام آن حکايت نرسيده بوديم که تو برسيدي وعيش ما منغض کردي! زن اين ميگفت و شوهر او مي جوشيد ومي خروشيد وآن بيچاره در صندوق از خوف مي گداخت و روح را وداع مي کرد. پس شوهر از غايت غضب گفت: اکنون آن مرد کجاست؟ گفت:اينک او را در صندوق کردم و در قفل کردم.. کليد بستان و قفل بگشاي تا ببيني. مرد کليد را بستاند و همانا مردبا زن گرو بسته بودند(جناق شکسته بودند) و مدت مديدي بود هيچ يک نمي باخت. مرد چون درخشم بود بياد نياورد که بگويد *يادم * و زن در دم فرياد کشيد *يادم تو را فراموش . * مرد چون اين سخن بشنيد کليد بينداخت وگفت :
” لعنت بر تو باد که اين ساعت مرا به آتش نشانده بودي و قوي طلسمي ساخته بودي تا جناق ببردي.”
پس با شوهر به بازي در آمد و اورا خوش دل کرد .چندان که شوهرش برون رفت ، درِ صندوق بگشاد و گفت: اي خواجه چون ديدي،هرگز تحقيق احوال زنان نکني؟
گفت:توبه کردم و اين کتاب را بشويم که مکر و حيلت ِ شما زيادت از آن باشد که در حد تحرير در آيد.

 

 

فلسفه بافی ها برای در چاه فتاده

روزي مردي داخل چاهي افتاد و بسيار دردش آمد
يک روحاني او را ديد و گفت :حتما گناهي انجام داده اي
يک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت
يک روزنامه نگار در مورد دردهايش با او مصاحبه کرد
يک يوگيست به او گفت : اين چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند
يک پزشک براي او دو قرص آسپرين پايين انداخت
يک پرستار کنار چاه ايستاد و با او گريه کرد
يک  روانشناس او را تحريک کرد تا دلايلي را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه کرده بودند پيدا کند
يک تقويت کننده  فکراو را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است
يک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود يکي از پاهات رو بشکني
سپس فرد بيسوادي گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بيرون آورد

 

 

تعریف مشاغل

سياستمدار: كسي است كه مي تواند به شما بگويد به جهنم برويد منتها به نحوي كه شما براي اين سفر لحظه شماري كنيد.

مشاور: كسي است كه ساعت شما را از دستتان باز مي كند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است.

حسابدار: كسي است كه قيمت هر چيز را مي داند ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند.

بانكدار: كسي است هنگامي كه هوا آفتابي است چترش را به شما قرض مي دهد و درست تا باران شروع مي شود آن را مي خواهد.

اقتصاددان: كسي است كه فردا خواهد فهميد چرا چيزهايي كه ديروز پيش بيني كرده بود امروز اتفاق نيفتاد.

روزنامه نگار: كسي است كه %۵۰ از وقتش به نگفتن چيزهايي كه مي داند مي گذرد و %۵۰ بقيه وقتش به صحبت كردن در مورد چيزهايي كه نمي داند.

رياضيدان: مرد كوري است كه در يك اتاق تاريك بدنبال گربه سياهيه مي گردد كه آنجا نيست.

هنرمند مدرن: كسي است كه رنگ را بر روي بوم مي پاشد و با پارچه اي آن را بهم مي زند و سپس پارچه را مي فروشد.

فيلسوف: كسي است كه براي عده اي كه خوابند حرف مي زند.

روانشناس: كسي است كه از شما پول مي گيرد تا سوالاتي را بپرسد كه همسرتان مجاني از شما مي پرسد.

جامعه شناس: كسي است كه وقتي ماشين خوشگلي از خيابان رد مي شود و همه مردم به آن نگاه مي كنند، او به مردم نگاه مي كند.

برنامه نويس: كسي است كه مشكلي كه از وجودش بي خبر بوديد را به روشي كه نمي فهميد حل مي كند.

 

 

چند روز در سال كار مي كني؟

يك مرد پس از ۲ سال خدمت پي برد كه ترفيع نمي گيرد، انتقال نمي يابد، حقوقش افزايش نمي يابد، تشويق نمي شود. بنابراين او تصميم گرفت كه پيش مدير منابع انساني برود. مدير با لبخند او را دعوت به نشستن و شنيدن يك نصيحت كرد: «از تو به خاطر ۱ يا ۲ روز كاري كه تو واقعاً انجام مي دهي، تقدير نمي شود.»
مرد از شنيدن آن جمله شگفت زده شد اما مدير شروع به توضيح نمود.
مدير : يك سال چند روز دارد؟
مرد: ۳۶۵ روز، بعضي مواقع ۳۶۶.
مدير: يك روز چند ساعت است؟
مرد: ۲۴ ساعت
مدير: تو چند ساعت در روز كار مي كني؟
مرد: از ۱۰صبح تا ۶ بعدازظهر؛ ۸ ساعت در روز.
مدير: بنابراين تو چه كسري از روز را كار مي كني؟
مرد: ۳/۱
مدير: خوبت باشه!! ۳/۱ از ۳۶۶ چند روز مي شود؟
مرد: ۱۲۲ روز.
مدير: آيا تو تعطيلات آخر هفته را كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: در يك سال چند روز تعطيلات آخر هفته وجود دارد؟
مرد: ۵۲ روز شنبه و ۵۲ روز يكشنبه، برابر با ۱۰۴ روز.
مدير: متشكرم. اگر تو ۱۰۴ روز را از ۱۲۲ روز كم كني، چند روز باقي مي ماند؟
مرد:۱۸ روز.
مدير: من به تو اجازه مي دهم كه در تا ۲ هفته در سال از مرخصي استعلاجي استفاده كني .حال اگر ۱۴ روز از ۱۸ روز كم كني ، چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۴ روز.
مدير: آيا تو در روز جمهوري (يكي از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: آيا تو در روز استقلال (يكي ديگر از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۲ روز آقا.
مدير: آيا تو در روز اول سال به سر كار مي روي؟
مرد: نه آقا.
مدير :بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۱روز آقا.
مدير: آيا تو در روز كريسمس كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: هيچي آقا.
مدير: پس تو چه ادعايي داري؟
مرد: !!!
نتيجه اخلاقي:
هرگز از مديريت منابع انساني كمك نخواهيد.
مديريت منابع انساني = HR يعني High Risk = ريسك بالا

 

 

پاسخ جالب انیشتین به خواستگارش

می گویند "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت اینشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

اقای " اینشتین " هم نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی می شود ! ولی این یک روی سکه است . فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !

+ نگاشته در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388 گاه  10:42  توسط جلال  | 

1 . سعید سهیلی اویل دهه 80 قصد ساخت فیلم برهنه را داشت اما مسئولان با این نام موافقت نكردند. سهیلی كه نمی توانست كلمه برهنه را از اسم فیلمش حذف كند پس از چند روز عنوان شب برهنه را برای آن برگزید.


2 . نام شناسنامه ای سیاوش طهمورث ، حسن طهمورث نیا است.



3 . كمال تبریزی تصمیم گرفت برای جلوگیری از تنش تا قبل از نمایش مارمولك هیچ كدام از عكس های پرویز پرستویی با لباس روحانی در اختیار مطبوعات قرار نگیرد و در حقیقت ماجرای این فیلم چند ماه پس از ساخت و در جشنواره فیلم فجر لو رفت.


4 . رامبد جوان چند سالی از بازیگری كنار كشید و سرگرم كسب درآمد در یك شركت تبلیغاتی شد.
 

5 . محمد رضا شریفی نیا از جمله چهره هایی است كه مسئولان صدا و سیما مخالف انجام هر گونه مصاحبه ای با او هستند . شریفی نیا از گزینه های حضور در شب شیشه ای هم بود اما مسوولان مربوطه از رشیدپور خواستند تا حتی به اسم او هم اشاره ای نكند.


6 . پگاه آهنگرانی بازیگر دختری با كفش های كتانی از فعالان ستاد انتخابی دكتر معین در آخرین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود.


7 . مهدی فخیم زاده پس از فروش استثنایی خواستگاری تصمیم گرفت خودش روی فیلم های جدیدش سرمایه گذاری كند و بلافاصله دو فیلم ساده لوح و شتابزده را ساخت اما مافیای سینمای ایران كاری كرد كه هر دو فیلم او در شرایط نامناسب اكران شوند و از نظر مالی متضرر شود.


8 . داریوش كاردان و مهران مدیری زمانی عاشقانه یكدیگر را دوست داشتند اما حالا سایه هم را با تیر می زنند و حتی حاضر نیستند در یك مناظره تلویزیونی كنار هم بنشینند.


9 . پدر هدیه تهرانی سال 78 با حضور در دفتر یكی از مجلات مطالب تندی را علیه همسر سابق خود و همین طور دخترش بر زبان آورد و پیش بینی می شد او به این جریان خبری ادامه دهد اما گویا مذاكرات هدیه با پدرش باعث شد او ارتباط خود را با مطبوعات قطع كند..


10 . گر بودجه و حوصله اجازه می داد مسعود ده نمكی چند روز پیش از آغاز تولید اخراجی ها قطعا هنرپیشه نقش مجید سوزوكی را تغییر می داد اما این اتفاق رخ نداد و كامبیز دیر باز گرچه اصلی ترین نقش اخراجی ها را بازی كرد اما حضورش زیر سایه اكبر عبدی ، امین حیایی، شریفی نیا ، ارژنگ امیر فضلی و ... قرار گرفت.

11 . مسعود كیمیایی یكبار به عنوان تهیه كننده سرمایه گذاری فیلمی از داریوش مهرجویی را بر عهده گرفت و دست بر قضا این فیلم به كم فروش ترین فیلم دوران سینمایی مهرجویی تبدیل شد.


12 . شاهد احمدلو زمانی كه یك كودك بود همراه با پدرش سر صحنه فیلم های پدرش سر صحنه فیلم های مسعود كیمیایی می رفت و به همین دلیل عاشق سینما شد و در فیلم دندار مار یك نقش نسبتا طولانی را بازی كرد.


13 . فیلم نقاب تا اواسط تولید پوكر نام داشت اما با اخطار مسوولان وقت وزارت ارشاد و حذف قسمت هایی از فیلمنامه كاظم راست گفتار نام آن را به نقاب تغییر داد.



14 . ایرج نوذری و امیر تاجیك سال 83 و در بحبوحه تولید یك فیلم سینمایی كه هنوز به اكران عمومی در نیامده به شدت با یكدیگر در گیر شدند تا جایی كه حاضران در صحنه فیلمبرداری تصور كردند این درگیری مربوط به یكی از صحنه های فیلم است و به تشویق این دو پرداختند.


15 . ثریا قاسمی متولد سال 1319 از معدود بازیگران سالهای پس از انقلاب است كه در ابتدای دهه 40 موفق به دریافت مدرك لیسانس شد. او لیسانسیه زبان انگلیسی است.


16 . جمشید مشایخی در خلوت خودش شعر می گوید اما این سروده ها را فقط با همسرش در میان می گذارد .


17 . جمشید هاشم پور تا یك سال پیش تنها بازیگر سینمای ایران بود كه تلفن همراه نداشت و معتقد بود كه اعصابش را به هم می ریزد. او به اصرار اعضای خانواده اش مدتی است به جمع موبایل داران پیوسته است.


18 . ناصر چشم آذر هنگامی كه فیلم ساحره برای روزنامه نگاران و منتقدان سینما در حال پخش بود شروع به داد و فریاد كرد و خواستار دستمزد خود شد. كارگردان این فیلم ضمن پرداخت دستمزد موسیقی او را از این فیلم حذف كرد و از بابك بیات خواست تا موسیقی جدیدی برای آن بسازد.


19 . اكبر عبدی آنقدر خانواده دوست است كه تمام اعضای خانواده اش را در یك آپارتمان مستقر كرده است
.

 




20 . غلامحسین لطفی بازیگر سینما و تلویزیون به دلیل ضعف مالی طی دوران نوجوانی اش در یكی از سینماهای شهر قزوین به عنوان كنترلچی مشغول فعالیت شد.



21 . محمود پاك نیت و مهوش صبركن گرچه زوج هنری خوشبختی هستند اما برای پذیرش پیشنهادات بازی كاملاً مستقل عمل می كنند و تا حالا برای حضور در هیچ پروژه ای یكدیگر را تحمیل یا حتی توصیه نكرده اند.


22 . نیكی كریمی تعداد از عكس های دوران كودكی اش را به داریوش مهرجویی داد تا در چند سكانس از فیلم پری از آنها استفاده كند.



23 . علی حاتمی اولین كسی بود كه متوجه بیماری سرطان خود شد اما طوری رفتار كرد كه هیچ كدام از اطرافیانش متوجه این موضوع نشوند.


24 . مهناز افشار یكی از گزینه های فریدون جیرانی برای حضور در پارك وی بود اما چون با پروژه دیگری قرارداد بسته بود علی رغم میل باطنی اش نتوانست همكاری با فریدون جیرانی را آغاز كند.
 



25 . لعیا زنگنه اولین بازیگری بود كه پس از پایان بازی در یكی از فیلم هایش به دادگاه مراجعه كرد و از دست بازیگر نقش مقابلش رسما شكایت كرد.


26 . عباس كیارستمی گرچه سالهاست مطابق خارجی ها فیلم می سازد اما عاشق زندگی سنتی است و خوردن غذاهای ایرانی را به خوراكی های فرنگی ترجیح می دهد.


27 . هم همسر اول بهروز افخمی از هنرمندان سینما بود( ناهید طلوع ) و هم همسر دوم او( مرجان شیرمحمدی ).


28 . اردلان شجاع كاوه بازیگر سریال چارخونه یكی از اساتید رشته بازیگری در دانشگاه است. شجاع كاوه خودش فوق لیسانس تئاتر است.


29 . میترا حجار بازیگری است كه ماه هاست ایران را ترك كرده، مدتی است در شبكه جام جم به عنوان مجری فعالیت می كرد اما چون بازیگری سینما را دوست داشت قید تلویزیون را زد .


30 . محمدرضا فروتن كه خودش شاگرد كیومرث پوراحمد می دانست در پشت صحنه فیلم اتوبوس شب با یكی از عوامل فیلم درگیر شد و پور احمد را از حركت خود بسیار ناراحت كرد.


31 . ابولفضل پورعرب تا كنون سه بار زندگی مشترك تشكیل داده اما متاسفانه در هر سه مورد به بن بست رسیده است.


32 . حسین پناهی در سال های پایانی زندگی اش وضعیت مالی مناسبی نداشت. با درگذشت او پرویز پرستویی یكی از چهر هایی بود كه به صورت مخفیانه قسمت عمده ای از هزینه های برگزاری مراسم بزرگداشت دوست قدیمی خود را تقبل كرد.


33 . امین تارخ در آخرین روزهای فیلمبرداری پرونده هاوانا با علیرضا رئیسان كارگردان این فیلم دچار اختلاف شد و به همین دلیل در چند جلسه پایانی فیلمبرداری پرونده هاوانا غایب بود.


34 . مهران مدیری كه به همراه گروهی از بازیگران ساعت خوش ممنوع الفعالیت شد طی پنج سال دوری از هنر چاره ای جز حضور در شغل آزاد كه با روحیات او همخوانی نداشت پیدا نكرد.


35 . فتحعلی اویسی گرچه در امریكا مدرك كارگردانی سینما گرفته و سازنده فیلم پرفروشی مثل مریم و میتیل هم بوده اما سال هاست فیلم جدیدی نساخته.


36 . سعید امیر سلیمانی سال ها پیش فیلمی ساخت به نام چون ابر در بهاران كه در آن برای كمند و سپند نقش هایی در نظر گرفت . ولی چون فروشی نكرد دیگر فیلمی نساخت.


37 . مجید مجیدی كه به عنوان بازیگر وارد سینما شد حالابه كارگردانی مطح تبدیل شده حدود دو سال در جبهه حضور داشت اما هرگز دوست ندارد به خاطرات آن دوران اشاره كند.


38 . رخشان بنی اعتماد در سال 61 به عنوان دستیار كارگردان در پروژه آفتاب نشین ها حضور داشت اما با گذشت زمان بنی اعتماد نسبت به كارگردان آن فیلم صاحب اعتبار بیشتری شد .


39 . علی مصفا در آغاز اكران فیلم پارتی با تماسهای تهدیدآمیزی از سوی افرادی كه خود را متعلق به گروه های فشار می دانستند مواجه شد و دلهره زیادی را تحمل كرد اما خوشبختانه همه چیز یه خیر گذشت .


40 . سعید راد پسر مهربانی دارد كه در كانادا اقامت دارد . جالب است بدانید چند سال پیش فرزند او به مناسب سالروز تولد پدرش یك بلیت رفت و برگشت هواپیما را برای سعید را ارسال كرد.

+ نگاشته در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388 گاه  10:37  توسط جلال  | 

۱- در دنیا جای کافی برای همه وجود دارد ولی شما مطمئنناَ مستقل از هیکلتان، مستحق جای بیشتری نسبت به دیگران هستید.



2- حتی اگر توالت شما به جدید ترین تجهیزات روز دنیا مجهز باشد، آفتابه را در دستشویی همیشه پر نگه دارید، به خصوص در ایام تابستان.



3- هرگز سعی نکید یک نئو مارکسیست را در مورد نظریه پایان تاریخ فوکویاما متقاعد کنید.



4- وقتی می خوابید پس از در آوردن جوراب هایتان آن ها را قبل از پرت کردن داخل هم فرو کنید (ارزش این نکته را صبح روز بعد درک خواهید کرد)



5- از همه چیز های یکبار مصرف به خصوص تیغ های اصلاح، چندین مرتبه استفاده کنید.



6- خواب هایتان را هرگز برای همسرتان تعریف نکید



7- درتاکسی برای اینکه کرایه تان عادلانه حساب شود پشت سر کسانی که درب را محکم می کوبند فحش بدهید.



8- در وصله جوراب این نکته شاید حیاتی باشد ولی در بخیه زدن لازم نیست یک سر نخ را گره بزنید.



9- بیاموزید که به مردم اعتماد کنید. به خصوص به سی دی فروش های خیابان انقلاب.



10- به دکتر ها، وکلا و کار چاق کن ها هر گز اعتماد نکنید.



11- کارت سوخت خود را با نخ به گردنتان بیاویزید تا در پمپ بنزین جا نماند.



12- با اصل عدم قطیت هایزنبرگ به ویژه در ایام انتخابات شوخی نکنید.



13- در یک توالت عمومی قبل از شروع هر کاری امکانات بالقوه و بالفعل را بسنجید. (از وجود آب، دستمال، سالم بودن سیفون و باز بودن مجرای فاضلاب مطمئن شوید)



14- اگر چاق هستید لباس با راه های افقی نپوشید. فکر می کنید چرا شیر ها به شکار گورخر بیشتر از فیل علاقه دارند؟



15- تا زمانی که صورتتان باد نکرده پولتان را برای دندانپزشک حرام نکنید.



16- شماره تلفن همه را داشته باشید و به هیچ کس شماره ندهید.



17- بد را به خاطر بدتر کنار نگذارید. مثلا ترک سیگار به خاطر نامزدتان و قولی که به او داده اید.



18- سعی کنید از سیاست هم مثل سایر امور چیزی سر در نیاورید.



19- فلسفه نئوکانتی را با قانون دوم ترمودینامیک مغالطه نکنید.



20- حتا اگر پزشک خبره ای هستید به خودتان آمپول نزنید.



21- هرگز وصیت نامه تنظیم نکید. آدم عاقل پول و وقتش را صرف چیزی که مال خودش نخواهد بود نمی کند.



22- پیش از خوردن آناناس پوست آن را بکنید (بگیرید)



23- در جاهایی که نیازی وجود ندارد همین جوری برای دست گرمی و کسب مهارت دروغ بگویید.



24- اگر تصمیم به ازدواج دارید برای اینکه دوران دانشجویی و پس زمینه هایش کامل از ذهنتان محو شود برای دریافت شوک الکتریکی یک دوره کامل را در یک آسایشگاه روانی بستری شوید.



25- به دشنام های استخوان دار چند زبان زنده دنیا مسلط باشید.



26- وقتی با همسرتان به پارک می روید سند ازدواجتان را فراموش نکنید.



27- سعی کنید چیزی را که درزندگی دوست دارید به دست آورید وگرنه مجبورید چیزی را که دوست ندارید به دست بیاورید.



28- اگر وبلاگ نویس هستید در اعتراض به فیلترینگ گسترده سایت ها، وبلاگ خود را دو بار ثبت کنید.



29- به خاطر داشته باشید که : 99درصد خوشبخت های دنیا پولدارند.



30- 100 درصد بد بخت های دنیا بی پول هستند.



31- 100 درصد احمق ها و الکی خوش های دنیا فکر می کنند که جز آن یک درصدی هستند که پول ندارند ولی خوشبختند.



32- در اتوبوس ومترو برای اینکه مجبور نشوید جای خود را به خانم ها یا افراد مسن بدهید، خود را به خواب بزنید.



33- خاطرات بد را فراموش کنید. خاطرات خوبی را هم که آدم های بد حضور هر چند کمرنگ در آن دارند توصیه می کنیم که فراموش کنید.



34- برای صرفه جویی اقتصادی یک روز در میان یک روزنامه عصر بخرید (چو هم خبرهای صبح آن روز، هم خبرهای صبح روز بعد را می نویسد)



35- مبنای اعتمادتان به یک سگ نه بر اساس جثه اش بلکه بر اساس کیفیت و کمیت دندان هایش باشد.



36- بله گفتن را بیاموزید تا با همه دوست بمانید ولی با بهانه هایی که بعدا با فراغ بال اختراع می کنید از زیر تعهدات در بروید.



37- یک شماره حساب مستقل و پنهان از همسرتان داشته باشد.



38- در دستشویی تلفن همراه خود را با درایت کامل مدیریت کنید.



39- وقتی در ترجیح یکی از مکاتب فرانکفورت یا وین به بن بست فلسفی رسیدید آن را انتخاب کنید که پسر عمویتان پس از چند هفته کارتن خوابی در خیابان هایش از آن شهر دیپورت شده است.



40- در انتخاب یک محصول بسته بندی مثل کنسرو، علاوه بر قیمت به وزن آن هم توجه کنید (برای سهولت می توانید از جدول های تناسبی که سوم ابتدایی یاد گرفته اید استفاده کنید)



41- وقتی از زندگی نا امید می شوید به کوزت و هاج زنبور عسل بیاندیشید.



42- نویسنده ها را جدی نگیرید. اگر رمان نویس ها به باهوشی کتاب هایشان بودند مطمئن باشید مانند آن ها سر از هالیوود در می آوردند.



43- اگر با همسایه طبقه پایینتان مشکلی دارید هر شب بعد از دو نصفه شب سیفون را بکشید.



44- اگر با همسایه طبقه بالایتان مشکل دارید سعی کنید مشکل خو را حل کنید یا اینکه به صدای سیفون بعد از دو نیمه شب عادت کنید.



45- وقتی همه جا را برای پیدا کردن عینک گمشده تان زیر و رو کرده اید محض احتیاط با لمس دست، پیشانی خود را هم چک کید.



46- برای اینکه در زندگی آدم موفقی شوید سعی کنید حداقل یک شکست عشقی بخورید.



47-نظریه تکامل داروین را زیاد جدگی نگرفته و زمان خود را از این پس کمتر جلوی آینه تلف کنید.



48- به یک آلمانی هرگز «جری» نگویید. حتی اگر اسمش جری باشد.



49- به خودتان جایزه بدهید. مثلا وقتی ترفیع گرفتید، به جای رفتن به مهمانی شام مادرزنتان، همسرتان را به یک رستوران گرانقیمت ببرید.



50- موفقیت مثل ترکیب سرّی کوکاکولاست. به فرمول هیچ احدی اعتماد نکنید.



51- اگر چه تاجر، وکیل، یا دکتر نباشید ولی لازم است که چشمک زدن نامرئی، اشاره با ابرو واحیای قلبی تنفسی را به عنوان فنون پایه بیاموزید.



52- کتاب هایی را که امانت می گیرید پس ندهید. مگر اینکه قرار باشد کتاب نایابتری از همان آدم به امانت بگیرید.



53- کتابی که قابل خواند است قابل خریدن هم هست. کتابی به کسی امانت ندهید. اگر چنین اشتباهی مرتکب شدید با وعده امانت دادن کتاب های نایاب دیگر، کتاب خود را پس بگیرید.



54- هرگز شوهر خود را از خواب بعد از ظهر بیدار نکنید مگر اینکه آتش سوزی به زیر شلواری اش رسیده باشد.



55- قبل از دست در دماغ کردن با یک چرخش 360 درجه وجود دوربین های مدار بسته و شیشه های آینه ای را بررسی کنید.



56- وقتی در یک سفر هوایی از رفتار مهماندار خوشتان نیامد برای تلافی او را گارسن-هوایی خطاب کنید.



57- بعد ا آروغ زدن در یک جمع رسمی با سخنرانی در مورد زیان های نوشابه های گاز دار و لزوم برخورد دولت با سازندگان این محصولات، افکار جمع را منحرف کنید.



58- اگر خیلی لاغر هستید تابستان ها در خانه بمانید. مگر اینکه با پلیور از منزل خارج شوید.



59- کلید خانه را زیر گلدان نگذارید. بهترین محل اختفا برای کلید کفش کتانی بو گندوی پسرتان است.



60- دوست خوب کسی است که دقیقا می دانید کجا به شما قرار است نارو بزند. دوست بد جوری است که نارو زدنش به ذهنتان هم خطور نمی کند.



61- اگر اسم چرخه ای به نام سعدی کارنو در فیزیک به گوشتان خورد پیش از اینکه به تبحر سعدی در فیزیک ایمان آورده و صلواتی هدر بدهید، به این فکر کنید که شاید پدرسعدی کارنو از علاقمندان آثارسعدی بوده است.



62- در موقعیتی که با فشار سردبیر مجبورید 55 نکته برای خوشبختی خلایق را یک شبه جعل کنید احتمال قیچی شدن حد اقل 7 تایش را در نظربگیرید  (62نکته بنویسید.)
+ نگاشته در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388 گاه  10:33  توسط جلال  | 

 روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد... بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.

زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد


واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.

اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.



روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :

" من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره خواهم شد !"

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :



" من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟"

زن به سرعت گفت :" هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد.



ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود نزد زن سوم رفت و گفت :

" من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"

زن گفت :" البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ کرد.



مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :

" تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟"

زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.



در همین حین صدایی او را به خود آورد :

" من با تو می مانم ، هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم ..."



در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.

ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند. د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است

+ نگاشته در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388 گاه  10:29  توسط جلال  | 

 































































+ نگاشته در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 گاه  10:54  توسط جلال  | 

 
 

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

نقاشی های آدولف هیتلر www.best-persia.org

+ نگاشته در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 گاه  10:50  توسط جلال  | 

انگشت سبابه تان کوتاهتر از انگشت حلقه ی شماست ؟ پس شما بیشتر مستعد ابتلاء به آرتریت هستید . پاها نیز گویای نشانه هایی از سلامتی هستند.آیا شما در معرض خطر ابتلاء به بیماری کبد هستید یا خیر .

آنچه بدنتان به شما می گوید!!

اندازه ماهیچه ساق پا 
 گرچه دور از انتظار به نظر می رسد اما طی مطالعه ای فرانسوی در مجله استروک به معنی سکته مغزی محققین دریافتند که خانمهایی که ماهیچه ساق پای آنها کوچک می باشد حدود 13 اینچ یا کمتر) 32سانتی متر) بیشتر آمادگی گرفتن رسوب در شریان گردنی که عامل خطر شناخته شده ای برای سکته مغزی است را داشتند . طبق گفته ی محققین چربی زیر پوستی در ماهیچه های بزرگتر می تواند اسیدهای چرب را از رگهای خونی جذب کرده و آنها را ذخیره کند .

پیشگیری :
نیازی به پرخوری نیست . اما برای حفظ سلامتی قلبتان چای سبز بنوشید . در مطالعه ای که در آن بیش از 40500 مرد و زن ژاپنی حضور داشتند آنهایی که روزی پنج فنجان یا بیشتر چای سبز می نوشیدند کمترین خطر مرگ بر اثربیماری قلبی و سکته مغزی را داشتند .

قد دست 
دستتان به بالای کابینت آشپزخانه نمی رسد ؟ طی مطالعه ای در مجله نورولوژی محققین دریافتند خانمهایی که کوتاهترین قد دست را داشتند یک و نیم برابر بیشتر از آنهایی که دست بلندتری داشتند دچار بیماری آلزایمر می شدند . ( برای اینکه قد دستتان را اندازه گیری کنید دستان خود را موازی و مساوی هم روی زمین قرار دهید و از یک نفر خواهش کنید تا اندازه بزند . کوتاهترین فاصله کمتراز 60 اینچ بود . )
طبق نظر محققان دانشگاه تافتس سوء تغذیه یا کمبودهای دیگر در سالهای رشد احتمالا در کوتاهی دستان دخالت دارند . همچنین ممکن است بعدها فرد را مستعد ضعف شناختی در زندگی بکند .


پیشگیری :
در اوقات فراغت خود از یک سرگرمی مفید مانند نقاشی یا سفال گری استفاده کنید . در یک مطالعه 5 ساله از مرکز بیماری آلزایمر در مرکز پزشکی دانشگاه راش محققین دریافتند که بزرگسالانی که بیشترین اوقات فراغت خود را با فعالیتهای این چنینی می گذراندند بیش از دو و نیم برابر کمتر از کسانی که کمتر مغز خود را در این اوقات مشغول می ساختند دچار بیماری آلزایمر شدند .

طول انگشتان
طی مطالعه ای در سال 2008 که در مجله " آرتریت و روماتیسم " منتشر شد
خانمهایی که انگشت سبابه آنها کوتاهتر از انگشت حلقه ی آنهاست 2 برابر بیشتر از دیگران مستعد آرتریت استخوان در ناحیه زانو هستند . طبق نظر محققین آنهایی که مانند مردان استروژن کمتری داشتند نیز آرتریت استخوان در آنها نقش داشت .
 

پیشگیری : ماهیچه های اطراف زانوی خود را تقویت کنید . هنگام نشستن 10 مرتبه هر دو پا را مساوی هم روی زمین قرار دهید . هر بار 5 تا 10 ثانیه پاها را در این حالت نگه دارید .

قد
طبق مطالعه ای در گزارش منتشره دانشگاه ملی علوم.
خانمهایی که بلندتر از 5 فوت(150سانتی متر) هستند احتمالا جهش ژنی را از دست داده اند که به آنها کمک می کند تا صدمین سال تولد خود را ببینند .
 

قد پا
اگر پاهایتان کوتاه و قوی هستند بهتر است مراقب کبدتان باشید . در مطالعه ای که در مجله اپیدمیولوژی و انجمن سلامت منتشر شد محققین انگلیسی دریافتند که
خانمهایی که قد پای آنها بین 29 و0 2 اینچ است مستعد بالا رفتن 4 آنزیم در آنها هستند که بیماری کبدی را نشان می دهد . محققان می گویند : عواملی مانند تغذیه در دوران کودکی تنها در رشد مؤثر نیستند بلکه در رشد کبد نیز در دوران بزرگسالی مؤثرند .
 

پیشگیری : برای حفظ سلامتی کبد از وارد کردن سم به کبد و مجبور ساختن آن به تجزیه چنین چیزهایی بپرهیزید . هنگام تمیز کردن یا کار کردن با هر نوع ماده شیمیایی تند از ماسک و دستکش استفاده کنید . مصرف الکل. شراب قرمز یا آبجو را محدود کنید .
 

چروک نرمه ی گوش
مطالعات بسیاری نشان می دهند که چروکهای خطی در یک یا هر دو نرمه ی گوش می تواند آینده ای همراه با بیماری های قلبی عروقی را ( سکته قلبی – عمل بای پاس یا مرگ ناشی از بیماری قلبی ) پیش بینی کند .
طبق مطالعه ای در مجله پزشکی امریکایی حتی پس از تعدیل عوامل خطر دیگری که می شناسید وجود یک چروک بر یکی از نرمه های گوش تا 33 ٪ خطر را بالا می برد و یک چروک بر هر دو نرمه ی گوش تا 77 ٪ آن را افزایش می دهد . گرچه متخصصین کاملا مطمئن نیستند اما به این نکته مشکوکند که نقصان بافتهای کششی ممکن است باعث چروک و سفتی شریان ها شود.
 

پیشگیری : سلامت قلب خود را با روشهای دیگر حفظ کنید . وزن خود را کم کنید و کلسترول و فشار خونتان را پائین بیاورید .
 

اندازه شکم
طبق مطالعه ای که در سال 2008 در مجله نورولوژی منتشر شد بزرگسالانی که در دهه ی 40 سالگی اشان شکم بزرگی دارند حتی اگر وزنشان زیاد نباشد احتمال ابتلاء به فراموشی در سن 70 سالگی به بعد در آنها 3 یا 6 برابر بیشتر از دیگران است . احتمالا دلیل آن این است که در مقایسه با چربی زیرپوستی ( چربی قابل ملاحظه ای که فقط زیر پوست جمع می شود ) چربی داخلی بدن ( چربی خطرناکی که دور اندامها را می گیرد ) بیشتر هورمونهای تحریک کننده(inflamatory hormons )را تولید می کند که به ضعف شناختی مربوط می شود .
 

پیشگیری :
رژیم بگیرید . تحقیقات نشان می دهند که اسیدهای چرب تک اشباع نشده در غذا مانند زیتون – مغزجات – تخمه – اوکادو و شکلات سیاه از تجمع چربی داخلی جلوگیری می کنند .
 

اندازه سوتین
سایز A ,D سوتین می تواند نشانه هایی از دیابت باشد .

حتی بعد از اینکه محققین چاقی – رژیم – سیگار و عوامل ژنتیکی را در یک مطالعه ی 10 ساله که در مجله انجمن پزشکی کانادا منتشرشد تعدیل کردند خانمهایی که سوتین سایز D یا بزرگتر از آن در سن 20 سالگی می پوشند یک و نیم برابر بیشتر از آنهایی که سوتین A یا کوچکتر می پوشند دچار دیابت نوع دوم می شوند . محققین می گویند : شاید چربی داخل سینه خانمها از نظر هورمونی حساسند و بر مقاومت انسولین که می تواند منجر به دیابت شود تأثیر می گذارد.

پیشگیری :
در ورزش روتین خود فواصل بسیاری ایجاد کنید . در یک مطالعه بزرگسالانی که در تمرین دوچرخه سواری 6 بار به مدت 30 ثانیه با سرعت می راندند ( بین هر بار 4 دقیقه استراحت ) توانستند قدرت بدنی خود را برای متابولیسم قند خون با حدود 25 ٪ پس از 6 جلسه که برای کم کردن خطر دیابت کافی بود بالا ببرند .
 

نوع خون
طبق مطالعه ی اخیرکه محققین مؤسسه سرطان دانا فاربر در بوستون و دانشگاه پزشکی هاروارد از 107503 بزرگسال به عمل آوردند افرادی که نوع خون آنها AوB یا AB بود 44٪ بیشتر از آنهایی که نوع خونشان O بود مستعد سرطان لوزالمعده بودند . این نشان دهنده ی آن است که ژنی که نوع خون را مشخص می کند احتمالا خطر ژنتیکی سرطان لوزالمعده را نیز به همراه دارد.
 

پیشگیری :
مکمل ویتامین د مصرف کنید . طبق مطالعه ی سال 2006 بزرگسالانی که روزانه 300 واحد (آی یو) یا بیشتر ویتامین د مصرف می کردند در مقایسه با آنهایی که روزانه کمتر از 150 واحد مصرف می کردند تا 44٪ خطر ابتلاء به سرطان لوزالمعده را پائین آوردند .
 

پیشگیری : لبنیات کم چربی غنی شده و ماهی مانند ماهی سالمون بهترین روش برای دریافت ویتامین د از غذاست .

 

+ نگاشته در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 گاه  10:47  توسط جلال  |